الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

593

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اهل لما قرّظ به « 1 » ) . بديهى است حل مشكلات قضايى و به اصطلاح فقها ، ردّ فروع به اصول ، نياز به سرمايهء عظيم علمى دارد كه اين جاهلان مغرور فاقد آنند ، و همين فقر علمى ( توجه داشته باشيد ملّى به معناى غنىّ و پر مايه آمده است ) سبب مىشود كه در مشكلات زانو زند و راه ورود و خروج را در مسائل مختلف نشناسد ( توجّه داشته باشيد كه صدور و ورود در برابر همند و اشاره به همان مطلبى است كه در تعبيرات علما بسيار ديده مىشود كه مىگويند فلان كس مرد عالم و آگاهى است ، راه ورود و خروج از مسائل را به خوبى مىشناسد ولى فرد مورد بحث در خطبهء « شريف » به خاطر بىمايگى ، از اين ويژگى بكلّى خالى است ! ) . يكى از بدبختيهاى اين گونه افراد اين است كه گروهى متملّق و چاپلوس به خاطر دستيابى به منافع مادّى و جيفهء دنيا ، آنها را احاطه مىكنند و به مدّاحى و گزافه‌گويى مىپردازند و صفاتى براى آنها بيان مىكنند كه هرگز شايستهء آن نيستند ، آنها از اين دروغهاى شرم‌آور در آغاز لذّت مىبرند ، با اين كه مىدانند دروغ است ولى كم كم باورشان مىآيد و گمان مىكنند به راستى داراى چنين شايستگيهايى هستند و اين اوج بدبختى آنهاست كه راههاى نجات را به رويشان مىبندند ! « 2 »

--> ( 1 ) « قرّظ » از مادهء « تفريظ » به معنى مدح كردن كسى در حال حيات است ، در مقابل تأبين كه به معنى مدح كردن و بزرگداشت بعد از مرگ است و در اصل به معنى دبّاغى كردن پوست با مادّه‌اى است كه آن را « قرظ » ( بر وزن غرض ) مىنامند كه مايهء مرغوبيت پوست مىشود . ( 2 ) در اين جا بعضى از شارحان نهج البلاغه ، به جاى « قرّظ » كه از مادهء « تقريظ » به معناى مدح و ستايش است « فرّط » كه از مادهء « تفريط » و « فوّض » كه از مادهء « تفويض » است ذكر كرده و تفسيرهايى براى آن بيان داشتند ، امّا چون بناى ما در اين شرح اين است كه سراغ اختلاف نسخه‌ها نرويم و تنها به نسخهء معروفى كه امروز متداول است بسنده نماييم از ذكر آنها صرف نظر مىكنيم .